تبليغاتX
اسلام گرایان
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 7:24 | لینک ثابت |

راهش را گم کرده بود از کوچه ای به کوچه ی دیگر می رفت به امید اینکه کسی رو پیدا کنه تا نشونی رو ازش بپرسه اما دریغ از یک نفر. راه زیادی رو اومده بود و خستگی از سر و صورتش می بارید عرق صورتش رو با دستمالی پاک کرد و تصمیم گرفت زیر سایه ی درختی کمی استراحت کنه . همین که روی زمین نشست احساس کرد دنیا رو به اون دادند از ته دل یک نفسی کشید و خیلی زود به خواب رفت . وقتی چشمش رو باز کرد متوجه شد که شب شده خیلی از دست خودش ناراحت شده بود از اینکه این همه فرصت رو از دست داده بود و از طرفی اون که روز راهش رو گم کرده بود چطور می تونست شب راهش رو پیدا کنه!!!

لباسش رو مرتب کرد و به راه افتاد :الهی امیدم به توست.حدود نیم ساعت گذشت که چشمش به یک روشنایی افتاد لبخندی گوشه ی لبانش نقش بست و از اینکه بالاخره تونسته بود کسی رو پیدا کنه تا نشونی رو ازش بپرسه خیلی خوشحال شده بود قدم هاش رو محکم تر کرد و به راه افتاد . بعله همه جا رو چراغونی کرده بودند و انگار منتظرعزیزی بودند تا از سفر برگرده همین که پاش به در خونه رسید یک جوون رعنا اومد و یک حلقه گل انداخت دور گردنش . اون تعجب کرد و گفت اونی که منتظرشین من نیستم من فقط راهم رو گم کردم و اومدم نشونی بپرسم همین و بس.

جوون اون رو در آغوش گرفت و گفت : اتفاقا خیلی هم درست اومدی اینجا همون جائیه که می خواستی بیای. خیلی تعجب کرده بود و پرسید اینجا چه خبره؟

جوون جواب داد: اینجا مهمانی خداست . هیچ کس و هیچ چیز از اینجا دست خالی بیرون نمی ره . دعوت نامه هم نمی خواد به حرف دلت گوش کن و به دنبال گمشده ات باش اینجا همون جائیه که آدم احساس آرامش می کنه اما ای کاش همرات ساکی یا چمدونی میاوردی تا می تونستی یه چیز هم برای ادامه ی سفرت برداری ولی عیبی نداره اومدن به این مهمونی خودش کلیه.خوش اومدی برادر.

ماه رمضان ماه مهمانی خدا بر تمام شما دوستان بزرگوارم مبارک با د.

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 10:24 | لینک ثابت |

*****

مثنوی یک غزل موزون است

که زهجران تو قلبش خون است

اول قصه شروع شد با تو

این سرآغاز دل مجنون است

نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 8:58 | لینک ثابت |

 

سلام

همه ی ما می دانیم و قبول داریم که هر عملی از کسی که دارای عقل و تمییز است  سر بزند برپایه ی هدفی است پس نمی توان منکر این اصل بدیهی شد با این وجود حتما انسان نیز در جهان آفرینش هدفی دارد چه تک تک انسان ها و چه نوع بشر.منظورم از طرح سوال فهمیدن هدف خداوند نبود بلکه  وظیفه ی انسان بود البته هر دو جواب شاید یکی به نظر برسد ولی در سوال دوم لطفی نهفته است که ما را به جواب نزدیک تر می کند. تعبیر زیبایی از آیت الله مطهری در کتابشون دیدم که خیلی به دلم نشست ایشان فرموده بودند: "آیا جهان مانند لاشه ی مرداری است که در آن بر حسب اتفاق چندین کرم(انسان ها و موجودات جاندار) قرار گرفته اند یا نه کل هستی جان دارد و به سمت هدفی حرکت می کند ؟؟"

سوال بسیار زیبایی بود که می تواند خیلی به فهم وظیفه ی ما در جهان کمک کند . رسیدن به کمال معرفت پیدا کردن و پرستش و همه ی این مباحث تنها در پی رسیدن به یک چیز است اینکه این مهره(انسان) در جای خود قرار گیرد تا کل جهان هستی را زنجیر وار به سمت هدفی هدایت کند. شاید طرح این سوال و چیزی که موجب سردرگمی عده ای و برعکس موجب  هدفمندی عده ای دیگر می شود در نوع نگرش آنهاست .مسلما وقتی تنها به خود نگاه کرده و از خود بپرسیم :" کاین آمدن و رفتنم بهر چه بود" تنها مایه ی سرگردانی خود را فراهم کرده ایم اما وقتی با نگاه برتر به کل جهان هستی نگاه کنیم دیگر برای ما این سوال پیش نمی آید که چرا عده ای بد می شوند و عده ای خوب آیا بهتر نبود خدا نمی آفرید تا اینکه بیافریند و به آتش بکشد؟؟؟؟ چون می دانیم کل مجموعه به سمت هدفی  روان است .

 برای  تداعی مطلب به ذهن مثالی میزنم: شاید در دور و اطراف ما کسانی باشند که به فسق و فجور مشهور باشند به طوری که آرزوی نبودنشان را بکنیم چون خیری از آنها ساطع نمی شود به نظر شما بودنشان چه فایده دارد؟؟؟آیا جوابتان هیچ است!!!

 حال این سوال را در قالب نگاه برتر از خود بپرسیم و به  عبارت دیگر کلی نگری کنیم و یک نگاه به کل روند حرکتی آفرینش بکنیم آیا باز هم می توانیم بگوییم خیری از وجود شان( نه در آن مقطع زمانی بلکه در کل این روند)  ساطع نمی شود؟؟؟هرگز.

من و شما کار می کنیم و تلاش می کنیم و فکر می کنیم تا زنده بمانیم بدون اینکه شاید بعضی وقتا بدانیم چرا زنده ایم اما تا به حال فکر کردید که چرا بشر میل طبیعی به زنده بودن دارد؟آیا غیر از این است که کل روند به  نوع  انسان حال چه خوب  و چه بد نیازمند است (همان گونه که به تمام آفریده های دیگر نیازمند است) تا عده ای را به وسیله ی عده ای دیگر بیازماید تا از هم عبرت بگیرند تا عده ای را به وسیله ی عده ای دیگر اصلاح کند و و وو..... .

جا دارد حدیث قدسی ای را بیان کنم که خداوند به تمام موجودات عالم فرمودند: " اگر می خواهید به من برسید باید از مسیر (کانال) انسان عبور کنید و اگر انسان می خواهد به من برسد باید از مسیر(کانال) محمد(ص) عبور کند" به این ترتیب شاهد هدفمندی آفرینش هستیم.

وقتی هر مهره ای در جای خود قرار بگیرد آن وقت است که دستگاه آفرینش  به کار افتاده   و نتیجه ی آن نعمت است برای همین بندگان وقتی افراد از این نعمت در راهی که پیامبران نشان می دهند استفاده کنند به خدا می رسند یعنی مقصود حقیقی. با این حساب این نقشه از خدا شروع می شود و به خدا ختم می شود.

 

زندگی هدف نیست زندگی مسیر است

 

             توفیق تنها از آن خداست

 

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 4:38 | لینک ثابت |

با سلام

در پست قبل همون گونه که شاهد هستید به طرح سوالی پرداختم مبنی بر اینکه "آیا حکومت دینی می تواند از پس رهبری جامعه بر آید ؟" که در این راستا دوستان عزیز و دانایی به ابراز عقیده پرداختند که از همه ی اونها صمیمانه متشکرم.

چیزی که مسلم است این است که برای پاسخ گویی به این سوال باید ابتدا سوال دیگری از خود پرسید بر این مبنا که " هدف انسان در جهان آفرینش چیست؟"

با گریزی در تاریخ می توان دید که این مسئله  در تمام اعصار فکر و ذهن خیلی ها رو به خودش جلب کرده بود و بعضی به نتیجه رسیدند و بعضی هم چون خیام معتقد بودند:

 

از آمدنم نبود گردون را سود

وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین آمدن و رفتنم بهر چه بود

 

شاهد هستید که از به نتیجه نرسیدن این سوال چه قدرت تخریب کننده ای ظاهر می شود.  برای همین برای اینکه با هم به جواب سوال قبلی برسیم بهتره که ابتدا به جواب این سوال برسیم و در این صورت قطعا به پاسخ سوال قبلی هم دست خواهیم یافت…لطفا نظرتون رو در مورد این سوال" هدف انسان در جهان آفرینش چیست؟"  بیان بفرمایید تا بتوانیم به کمک هم به جواب خوب و قانع کننده ای دست پیدا کنیم.

 

"""" یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است """""

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 7:57 | لینک ثابت |

سلام دوستان عزیز اینبار قصد دارم مسئله ای رو مطرح کنم که چند وقته ذهن خودم رو هم مشغول کرده اما نتوانستم به جواب قانع کننده ای برسم برای همین بهتر دیدم از شما کمک بخواهم امیدوارم شما بتوانید در رسیدن به جواب کمکم کنید:

و اما سوال:

همواره در طول تایخ شاهد هستیم  که امامان که نمونه ی بارز دینداری هستند  یا از به حکومت رسیدن آنها جلوگیری می شده و یا اینکه وقتی به حکومت می رسیدند مردم تاب تحمل آن جامعه را نداشتند نمونه ی بارز آن مولای متقیان علی(ع) است که بعد از 25 سال خانه نشینی وقتی هم به حکومت رسید مردم(یا بهتر است بگوئیم افراد فاسد) نتوانستند عدل او را تاب بیاوررند و سرانجام این امر به شهادت آن حضرت منجر شد . این یک مشت  بود از خروار . اگر به زندگی همه ی ائمه نگاه کنید همین طرز برخورد وجود دارد همچنین در زمان حاضر . اینجا بود که این سوال برای من به وجود آمد" آیا حکومت دینی می تواند از پس رهبری جامعه بر آید ؟"

لطفا کمک کنید تا  به جواب قانع کننده ای  دست یابیم.

 

                                                                               توفیق تنها از آن خداوند است

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 8:20 | لینک ثابت |


راز بگشا اي‌ عليّ مرتضي‌ *اي‌ پس‌ از سوءُ القَضا حُسْنُ القَضا


يا تو واگو آنچه‌ عقلت‌ يافته‌ است **‌ يا بگويم‌ آنچه‌ بر من‌ تافته‌ است‌


از تو بر من‌ تافت‌ چون‌ داري‌ نهان ‌** مي‌فشاني‌ نور چون‌ مه‌ بي‌زبان‌


ليك‌ اگر در گفت‌ آيد قرص‌ ماه‌ **شبروان‌ را زودتر آرد به‌ راه‌


از غلط‌ ايمن‌ شوند و از ذهول‌** بانگ‌ مه‌ غالب‌ شود بر بانگ‌ غول‌


ماه‌ بي‌گفتن‌ چو باشد رهنما **چون‌ بگويد شد ضيا اندر ضيا


چون‌ تو بابي‌ آن‌ مدينة‌ علم‌ را **چون‌ شعاعي‌ آفتاب‌ حلم‌ را


باز باش‌ اي‌ باب‌ بر جوياي‌ باب** ‌ تا رسند از تو قُشور اندر لُباب‌


باز باش‌ اي‌ باب‌ رحمت‌ تا ابد** بارگاه‌ ما لَهُ كُفْوًا أحَدْ


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 6:2 | لینک ثابت |

از شــبنم عشـق خاك آدم گل شد          صد فتنه و شور در جهان حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح
زدند            یك قـطره  از آن چكــید و نامـش دل شد

 

چند پند از امام علی (ع)

 

1- راستگو باشید.

2- با مردم مودبانه برخورد کنید.

3- خدمتگزار مردم باشید.

4- درکار خیر تاخیر نکنید.

5- پشتکار داشته باشید.

6- خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید.

7- غیبت نکنید.

8- دنبال انتقام گرفتن و تلافی نباشید.

9- در مقابل سختی ها مقاوم باشید.

10- دنباله روی نفستان نباشید.

11- از حسادت بپرهیزید.

12- متکبر نباشید.

13- در همه موارد با اخلاص و بی ریا باشید.

14- از مواضع تهمت دوری کنید.

15- در زمان قدرت ببخشید.

16- در معاش اعتدال را رعایت کنید.

17- در سلام کردن اولین فرد باشید.

18- قبل از جواب دادن فکر کنید.

19- همیشه لباس های مرتب و پاکیزه بپوشید.

20- به والدین خود احترام بگذارید

21- با همسرتان خوشرو باشید.

22- مهمان خود را تکریم کنید.

23- در حق مردم مشفق باشید.

24- به عهد و پیمانتان وفادار بمانید.

25- از غریبه ها دلجویی کنید.

26- به عیادت بیماران بروید.

27- با یتیمان مهربان باشید.

28-به مظلومان کمک کنید.

29- برای مسکینان ایثار کنید.

30- قبل از انجام هر کاری روی آن فکر کنید.

31- در برابر مغلوبانتان جوانمرد باشید.

32- در مقابل جاهلان ,ملایمت به خرج دهید.

33- عادلانه قضاوت کنید.

34- با نیکان مصاحبت کنید

35- شکرگزار خداوند باشید.

36- به خدا توکل کنید.

37- بندگیش را تمام و کمال به جای اورید.

38- در راه دین خدا جهاد کنید.

39- در زمان نیل به مقام و منصب خدمت به مردم را در راس کارها قرار دهید.

 

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 20:23 | لینک ثابت |

به نام خداوند جان و خرد

 

 

این سوالات و جواب هایی که در زیر شاهد هستید  حاصل تقابل دو اندیشه است و برای رفع ابهام از بعضی ذهن ها در اینجا مطرح شده است  و من را بر این داشت که بر اساس وظیفه ی انسانی خود عمل کنم و در حد معلومات خود رفع ابهام کنم . امیدوارم که همه مون راه  درست رو پیدا کنیم .

 

سوال: همه میدانند که محمد زنان متعددی داشته و با زنان بسیار زیادی ازدواج کرده.

ولی مطلب اینجاست که پیروان او این کار را جهت کمک کردن به بیو ه گانی میدانند که همسرانشان را در جنگها ی اسلام از دست دادنند!!!

در اینجا پرسش ساده ای پیش میاید: ایا محمد نمیتوانست بدون به عقد در اوردن و ازدواج با انها به ایشان یاری رسانده و به انها کمک بکند؟؟؟

این کار برای کمک به انها بود یا استفاده از انان؟؟؟

 

پاسخ: همان گونه که شاید مطلع باشید محمد(ص) از انجا که پیامبر بود پس اختیار تام داشت در جان و مال و حتی ناموس مسلمانان چه برسد به بیگانه با این حساب آیا به این فکر کردید که کسی با این چنین اختیارات تام چرا باید برای استفاده از زنان بیگانه انها را به عقد خود درآورد . ضمنا نکته ی ظریفش اینجاست که به عقد خود در می آوردند در صورتی که پادشاهان دیگر انها را به عنوان کنیز یا چیز دیگر در اختیار خود می گرفتند و این حامل پیامی است به این مضمون که اسلام دین انسان گرایی است  و در موقع قدرت از آن سوء استفاده نمی کند و همچنین  برای اینکه این زنان از شر مزاحمت های دیگران در امان باشند پیامبر آنها را به خود نسبت می داد تا مورد احترام باشند و این نشان از احترام والای اسلام به زنان است و از طرفی به هیچ عنوان انها را مقید به بودن در این عقد نمی کرد و هر زنی که می خواست می توانست از پیامبر جدا شود( کجای تاریخ این چنین ارزش گزاری را سراغ دارید) . آیا به طریق دیگر اینگونه حمایت مادی و  معنوی می توان از کسی کرد؟؟ که این هم نشان از خوش فکری پیامبر اسلام بود.

 

سوال: در مورد جنگ ها ی اسلام:

همه مسلمین محمد را پیامبر صلح و دوستی میدانند. پس چگونه است که محمد همچون چنگیز مغول و اسکندر مقدونی می تاخت و به زور شمشیر مردم را مسلمان میکرد؟ نمونه ی بارز ان ایران خودمان.   

پاسخ:  پیامبر مثل چنگیز می تاخت؟؟؟( اگر مدرکی دال بر این دارید خوشحال می شوم ببینم) اما برای اینکه قضیه برات روشن بشه باید بگم که از شواهد و قراین مشخصه که ایران آن زمان در اوج خفقان بوده یعنی مردم از وضع خودشان به ستوه آمده بودند و وقتی سپاه اسلام به ایران لشکر کشی کرد مردم خود به کمک مسلمانان آمدند نه به این عنوان که این دین را قبول داشتند یا اینکه می شناختند بلکه فقط به این خاطر که از حکومت وقت نجات یابند عین همین قضیه را در حمله ی آمریکا به عراق شاهد هستیم که مردم به استقبال امریکائیان امدند اما اگر می خواهید بگویید که اسلام  با ظلم به حکومت خودادامه داد خواهم گفت که کاملا اشتباه می کنید چرا که همان طور که می دانید  ملتی با این پیشینه ی 7000ساله ی  تمدن( که همواره به آن افتخار می کنم) هرگز حاضر نمی شد راه و رسمی را در پیش بگیرد که از فرهنگ خودشان ضعیف تر است و وقتی که ایرانیان این حکومت را می پذیرند نشان می دهد که اسلام در همان راستای تمدنی آنهاست و مورد قبول آنها قرار گرفته است.

 

سوال:یهودیان:

همگان یهودیان را به دلیل انچه ظلم به فلسطینیان می نامند مخالف و دشمن اسلام و مسلمین میدانند. در این مورد بهتر است به سخنان خمینی در مورد جنایات اسلام  مراجعه نمایید.  

خمینی : در یک روز به فرمان رسول الله و مقابل چشمان او ۷۰۰ تن از یهود بنی قریظه را گردن زدنند!!!

پاسخ: نمی دانم منظورتون از طرح این سوال چی بود واضح تر بگید تا اگه سوالتون وارد بود جوابش رو هم بهت بدم.

 

 

سوال: تروریستها:

در این شکی نداشته باشید که تمام تروریستها ی جهان مسلمان هستنند و در این کا از تفکرات و فرامین و اعمال پیامبرشان پیروی کرده و بیگناهان را گردن میزنند و...

پاسخ: مطلق گویی نشانه ی جهل انسان است در این مورد توصیه می کنم تعصب را کنار گذاشته و کمی منطقی فکر کنید .!!!! امیدوارم به نتیجه برسید.

 

سوال: ماه رمضان:

نکته ی مبهم دیگر در اسلام ماه رمضان میباشد. خیلی ها این ماه را یکی از نقاط مثبت این دین میدانند.اما من از شما میپرسم که چرا این دین همه ی  کارهاش بر عکسه؟؟؟ همه  مسلمانان میگویند این ماه برای ان به وجود امده که اشخاصی که زندگی مرفحی دارند و از زندگی لذت میبرند در این ماه حس و حال افراد تهی دست را درک کرده و بدانند کسانی که از فقر غذا نمیخورند چه حالی دارند!!!      به جای انکه بگویند افراد تهی دست حال و روز افراد مرفح را درک کنند و یک ماه از زندگی لذت ببرند و شکم سیر بر بالین بگزارند، بر عکس عمل میکنند!!!

پاسخ: این سوال شما به قدری تعجب برانگیز است که واقعا متعجب شدم که  این سوال را مطرح کردید. اگه معتقدی کار اسلام برعکسه پس جوابش رو هم ببین: فرض می کنیم در این یک ماه به افراد فقیر می رسند تا خوب بخورند و خوب بخوابند و حال بعد از یک ماه همه ی اینها ازشان گرفته  می شود و دوباره فقر و محرومیت . در چنین وضعی مسلمه که انسان دوباره طالب همون وضعیته و از اون جایی که امکان این امر(رفاه)  حداقل در کوتاه مدت نیست و با وجود اینکه  به قول معروف هنوز هم مزه ی گوشت زیر دندونشون هست برای دست یابی به اون هرکاری می کنند مثل سرقت و قتل و..... از طرفی هم باید توجه داشت که  دارا باید به ندار کمک کنه و برای همین هم  وقتی دارا طعم فقر رو چشید این حس بیشتر در اون ایجاد می شه تا به افراد محروم کمک کنه اینطور نیست!!!!!

 

سوال: زنان در اسلام:

اسلام و مسلمین ارزش زن را در اسلام با مرد مساوی میدانند !!! در حالی که ارزش زن در اسلام نصف مرد است. مسلمانان زن در حجاب را مروارید در صدف میدانند دریغ از اینکه مروارید در صدف هیچ ارزشی ندارد. زن در اسلام هیچ ارزشی ندارد.

پاسخ: آهان مروارید در صدف هیچ ارزشی ندارد!!! پس ارزش مروارید به اینه که خودش رو نشون بده تا ارزش پیدا کنه!! این بیانتون نشون دهنده ی نگاه ابزاری  به زنه در صورتی که زن و به طور کلی انسان در اسلام دارای ارزش ذاتیه و حجاب مصونیته تا زن با مراقبت از خودش ارزشش رو در ظاهر خلاصه نکنه  اینم خوبه که بدونید مروارید در صدف از دست متجاوزان در امان تره  .

ضمنا چه کسی گفته ارزش زن نصف مرده ؟؟ برای حرفتون دلیل بیاورید.(منتظر دلیلتون هستم ) با قاطعیت و مدلل  این حرفتون رو رد خواهم کرد.

 سوال:اصلا دلیل حجاب چیست؟ چرا حجاب برای زنان اجباریست؟

پاسخ: خوب جواب این سوالتون رو دادم اما در مورد اجباری بودن اون هیچ اجباری در کار نیست  اگر هم حجاب در کشور های مسلمان مد نظرتونه باید بگم  که در هر جامعه ای افراد باید به ارزش های جامعه احترام بگذارند به عنوان مثال دو شهر آمریکایی را مثال می زنم که در یکی حمل مشروب و نوشیدن آن در خیابان جرم نیست اما در شهر دیگر حمل ان در خیابان مشکلی ندارد اما نوشیدن آن جرم است حالا کسی که در این شهر رفته اگر اصول آن را رعایت نکند مجرم شناخته می شود. در ایران هم قضیه همینه . وبه طور کلی در همه ی جوامع پس این سوالتون هم وارد نیست.

انتقاد: ضمنا اگر انسان آزاد اندیشی باشید توهین به دیگری را هیچ وقت روا نمی دارید و در این مورد سخت از شما شاکی هستم .

 در مورد اسلام هم همان گونه که وعده کردم در اولین فرصت مطالبم رو خواهم زد.

 توفیق تنها از آن خداست

 

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 8:2 | لینک ثابت |

سلام بر تو ای باقی مانده ی خدا بر رو ی زمین دلم پر از آه است و از جهالت این قوم خون در چشمانم می دود .

مرگ بر کسانی که چنین حماقت هایی می کنند و مرگ بر کسانی که مردم را به جهالت می کشانند

تسلیت مرا بپذیر و ما را در غمت شریک بدان

این رو برا دلت نوشتم امیدوارم آرومت کنه گلم:

 

دوباره یه دست سرد لک زده

اومده به زخم ما نمک زده

قفس پرنده ها رو که شکست

تازه فهمید به خودش کلک زده

نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 15:21 | لینک ثابت |